پرندگان باغشاه

صالح تسبیحی
بهمن ماه 1394 
گالری پروژه های آران

صالح تسبیحی در آخرین مجموعه‌اش سه باره سراغِ تاریخ می‌رود. او در دو مجموعه‌ی پیشین‌اش با راهکارهای دیگری تاریخ را نشانه رفته‌بود. اما در «پرندگان باغشاه» بر عصری مشخص‌تر و اتفاقی تاریخی‌تر تمرکز می‌کند، تاریخ مشروطه و واقعه‌ی بمباردمان مجلس. و البته شخصیت‌هایی شناخته‌شده. بازیگرانِ آن روزِ تاریخی که بر سرِ آزادی و استبداد با هم رو در رو شدند. یکی برای آزادی خطابه می‌گفت و سرمقاله می‌نوشت و شعر می‌سرود. و دیگری برای استبداد دسیسه‌ می‌ساخت و گلوله و توپ در می‌کرد. آخرین نمایشگاه صالح در این باره است. اما زاویه‌ای که برای دیدار از این واقعه و اثرهای آن انتخاب می‌کند زاویه‌ ایست قابل بحث. در هر اثر، او پرنده‌ای تاکسیدرمی شده را به چارچوبی متصل، سوار یا نصب کرده. عکس یا عکس‌هایی را در اثر جای داده و متنی که هم شرح حال و هم شرح واقعه‌است را کنار اثر ارائه کرده.


بعد از بمباردمان مجلس، مشروطه‌طلبان را به باغ شاه می‌برند برای مجازات. شکنجه و مرگِ درد آور سرانجامِ آزادی خواهان است. لیاخوف مجلس را به توپ می‌بندد و بستر را برای انتقام جویی شاهِ مستبد فراهم می‌کند. محمد علی شاه هرکه را ‌خواست شکنجه کرد، هر که را توانست کشت و هرکه را شد به زندان و تبعید فرستاد. صالح این بازی خونبار تاریخی را در دوازده کارِهنری نمایش می‌دهد. او در اعلامیه‌ی نمایشگاه که به شکل مجله‌های مشروطه‌خواهان طراحی و ارائه کرده‌است با اشاره به وجودِ عدد دوازده در تاریخ بین‌النهرین باستانی می‌نویسد: «دوازده صور فلکی اسمان، دوازده حواری مسیح، دوازده امام شیعه، و هر دوازده‌هه‌ی نمادین دیگری که می‌تواند یادآور گروه برگزیدگان باشد. » صوراسرافیل،ملک المتکلمین، قاضی ارداقی، میرزا ابراهیم تبریزی، سیدجمال‌الدین واعظ اصفهانی، شیخ احمد روحی، سید محمد طباطبایی، شیخ احمد روح القُدُس، ثقه الاسلام تبریزی و یحیا میرزا اسکندری. اما دوازده‌ِ صالح تسبیحی مقدس نیست. دوتای آن‌ها بازیگرانِ گروهِ مقابل‌اند. ولادمیر لیاخوف هفتمین فرمانده‌ی روسی بریگارد قزاق و محمد علی، شاهِ ایران. این‌ها پرندگانِ باغ‌شاه اند، به اضافه‌ی یک اثر دیگر که انگار یادبودِ بمباردمان مجلس است. نام اثر «یوم التوپ» است و از چاهی در باغ شاه وام گرفته‌شده که بعضی از مشروطه‌خواهان را در آن انداختند. سیزدهمین اثر.


از زاویه‌ای که صالح تسبیحی باغ‌شاه را می‌بیند، حماسه‌ها، جان‌بازی‌ها، ستم‌ها، دسیسه‌ها و حتی مکان‌ها، همه در جای خود اتفاق افتاده‌اند. آزاده، آزادگی کرده و ستم‌گر ستمکاری. برای همین است که مدح و مذمت در کنارِ هم توانایی ساختن یک مجموعه را پیدا کرده‌اند. مجموعه‌ای که خودش در همان روزها و هفته‌هایی که باید اتفاق افتاد.